مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
28
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
و تعليم و تعلّم علوم متعلّقه به مبدأ و معاد ؛ درس اگر قربت نباشد ذو غرض * ليس درساً إنّه بئسَ المَرَض و معاونت برّ و ارتكاب خيرات و دستگيرى زيردستان ؛ اى كه دستت مىرسد كارى بكن * پيش ازان كز تو نيايد هيچ كار « 1 » و به مجاهدات تخليهء اخلاق ذميمه و صفات رذيلهء شيطانيّه . خلوت دل نيست جاى صحبت اغيار * چو ديو در رود و فرشته درآيد بده ساقيا جام از دستيم * كه با رستم نفس در كشتيم و به مكاسبات تحليهء اخلاق حميده ، و به كسب صفات مرضيّه ؛ رضا بداده بده وز جبين گره بگشا * كه فكر هيچ مهندس چنين گره نگشاد و به تكذيب عقايد باطلهء مخالفه با شريعت غرّاى نبويّه - على صادعها ألف سلام و تحيّة - و تصديق به حقايق ايمانيّه ، شايد خود را از نيّت ضلال و ناويهء نكبت و و بال بيرون آورده ، به مضمون : « المَيسورُ لا يسقط بالمَعسور » و إنّ ما لا يُدركُ كلُّه لا يُتركُ كلّه ، « 2 » برخى از گندهاى سيّئات و ذمايم اخلاق و معتقدات ، از پاى طاير نفس باز نموده ، اميد چنان كه حضرت كريم وفىّ سريع الوفا وعده فرموده كه : « هر كه يك قدم به من نزديك شود ، من ده قدم به او نزديك خواهم شد » « 3 » ؛ به علاوه قرب يك قدم زما * مىكند پاى تو ده قدم پر و بال قرب عطا فرموده ، به متابعت و همراهى قافله سالاران ، پيمايندگان طريق وطن ؛ اين وطن مصر و عراق و شام نيست * اين وطن شهريست كان را نام نيست « 4 » و به همبازى طائران آشيان اصلى پرواز نموده ؛
--> ( 1 ) . در حاشيهء نسخه : خوشا آنان كه اللَّه يارشان بى * كه حمد وقُل هواللَّه كارشان بى خوشا آنان كه دائم در نمازند * بهشت جاودان بازارشان بى ( 2 ) . عوالي اللئالي ، ج 4 ، ص 58 ، ح 207 . ( 3 ) . حديث چنين است : « من تَقَدّم إليّ شبراً تقدّمتُ منهُ ذراعاً » ، الرسائل العشر ، ابن فهد حلّى ، ص 416 . ( 4 ) . در حاشيهء نسخه : به هر جاى كه جانان من آنجاست * تنم اينجا ولى جان من آنجاست